با سلام به همه دوستای گلم
امیدوارم حالتون خوب باشه
البته با وضعیت بحرانی که تو کشور و بیشتر از همه تو تهران رخ داده
فقط میتونم ارزوی سلامتی برای شما و خانواده تون بکنم  
واقعا اینهمه زدو خورد وکشتار رو نمیدونم چطور توجیه کنم
خدا خودش رحم کنه
البته بعضی از دوستان شاید امتحانات دانشگاهشون کنسل شده باشه
بابت وقایع اخیر که امیدوارم هر چه زودتر امتحاناتشون برگزار بشه چون
خودم تجربه داشتم وقتی که اینجور اتفاقها میوفته نه تمرکزی برای درس
میمونه و نه تشویش و اضطراب و نگرانی اینکه بالاخره چی میشه 
راستی شرمنده دیر اپ کردم چون حتما اطلاع دارین که وضعیت
اینترنت کشور و سرعت اونو 
خیلی خیلی مواظب خودتون باشین   یا حق

شنبه صبح زود از خواب بيدار شدم، آروم لباس پوشيدم و طوری که زنم از خواب بيدار نشه، جعبه ناهارم رو برداشتم، سگم رو صدا کردم و آروم رفتم توی گاراژ خونه، قايق ام رو بستم به پشت ماشينم و از خونه به قصد ماهيگيری رفتم بيرون...درهمين حين متوجه شدم که بيرون باد شديدی مياد، بارونيه و راديو رو هم که روشن کردم متوجه شدم تمام روز وضعيت هوا به همون بدی باقی خواهد موند...تصميمم عوض شد. دوباره آروم برگشتم خونه، ماشين رو تو گاراژ پارک کردم، لباسم رو درآوردم و يواش رفتم تو رختخواب کنار زنم که هنوز خواب بود.... اون رو از پشت بغل کردم و آهسته تو گوشش گفتم: "هوا بيرون خيلی بده..." که همسر عزيزم، که الان بيست ساله با هم ازدواج کرديم، جواب داد: " آره، ولی باورت ميشه که اين شوهر احمق من تو همچين هوائی رفته ماهيگيری؟!! ...... من هنوز که هنوزه نميدونم همسرم اون روز شوخی ميکرد يا نه، ولی من ديگه هيچوقت نرفتم ماهيگيری  

وصيت نامه ي کوروش کبير :
من در طول مدت عمر خود هر آرزويي كه داشتم برآورده شد ،
دست به هر كاري كه زدم پيروز شدم .
دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگي فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامي بود كه هر سال مورد
تاخت و تاز وتجاوز قرار مي گرفت
و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور
آسيا به دست شما مي سپارم . من به خاطر ندارم در هيچ جهادي براي
عزت ، سربلندي و كسب افتخار براي ايران زمين مغلوب شده باشم .
جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود .
اما از آنجا كه از شكست درهراس بودم ،
خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم .
حتي در پيروزيهاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم .
حال كه مرگ من نزديك است خود را بسي خوشبخت مي دانم زيرا :
فرزنداني كه خداوند بر من عطا فرمود همگي سالم و در عين حال
عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و باشكوه مي باشد
و آيندگان مرا مردي خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكي ،
محو و فناپذير نمي گردد .
مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت
مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد ميگردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و
هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود.
پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و
بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه
ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست
و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست .
از كژي و ناروايي بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت
، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري
نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت
و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد .
من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم .
نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت
و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات
و يا امثال آن نپوشانيد .
زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم
خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود . . . . .
پس درود بر آريايي . . .

|